خرید بک لینک
از پاییز 82 سفرهایم آغاز شد. وقتی در سفرم زندگی می کنم و وقتی در خانه ام هستم سفرنامه های دوستان را می خوانم. گاهی در این میان زمانهایی بر من گذشته که پایم از سفر بریده بوده، اما به هر طریقی که توانسته ام تلاش کرده ام که عشقش را در وجودم زنده نگه دارم. برای من پیاده روی در خیابان هم سفر به حساب می آید...

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 2:09

این یکی از سنگین ترین جملاتی بود که در عمرم شنیده ام. همین چند دقیقه پیش در یک ویدئو و روی یوتوب. خواستم که اینجا بماند به یادگار

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 2:09

 

هر جا، هر جا، هر جایی که بوده ام و آنجا عشق نثار کرده ام،

 همان جا و همان مکان کعبه بوده.

 خانه خدا، محله خدا همان جاست.

مزار شریف- افعانستان اردیبهشت 93

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 2:09

به نزدیک تهران و خانه ای جدید نقل مکان کرده و امروز یک هفته ای میشود که اینجا مستقر شده ام. تا وسایل را بچینم و خانه سر و سامان بگیرد، فکر کنم عید هم بیاید. دمنوش زنجبیل با عسل- کافه ای در شهر هوئهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 8 ارديبهشت 1398 ساعت: 19:12

آغاز چهاردهمین سالی است که پردیس موعود متولد شده. به آرمانها و آرزوهای خودم در همین سن و سال فکر میکنم و لبخندی عمیق بر روی لبم مینشیند.
هنوز آرزوهای برآورده نشدهی زیادی دارم.

وبلاگم، همین نوجوان ساکت و کم حرف را دوست دارم. نوجوانی که در دلش و با خودش موقتی حرفهای زیادی دارد.

بنای پس زمینه: موزهی ملی لائوس- وین تیان- 28 آذر 95

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 8 ارديبهشت 1398 ساعت: 19:12

سلام به دوستان گرامی

من تایلند هستم و در شهر آیوتایا... جایی که در قدیم پایتخت تایلند بوده. بیش از دوماه از سفرم میگذره.در این مدت بارها وبارها خواستم براتون عکس و مطلب بذارم اما نشد که نشد.

خیلی از دوستان رو تو اینستا پیدا کردم، اما عده ای هستن که متاسفانه نتونستم پیدا کنم. یکی از اونها اتفاقی پریشب به کانال تلگرامم رسیدهبود و کلی گلهمند که چرا آدرسها رو نذاشتم.گفتم چشم... اینم ادرس صفحه اینستاگرام

zohreh.sadat_b@

کانال تلگرام

promisedparadise@

برچسب: هنوز,مسافرم, نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

سلام به دوستان گرامیامیدوارم سال نود و شش برای شما عزیزان سالی سرشاز از نیکی، سلامتی، سفرهای آگاهانه و آرامش باشه. امروز پردیس موعود یازده ساله شد. روزهای زیادی گذشته که من مطلبی ننوشتم، اما در حد توانم داستان سفرهاتون رو خوندم و لذت بردم.همونطور که در جریان هستید پاییز و زمستان نود و پنج رو در جنوب شرق آسیا گذروندم. به زودی از این سفر و خاطراتش براتون خواهم نوشت. سپاسگزارم که در طول سفر همراهم بودید و تنهام نذاشتید. ادامه مطلب

برچسب: یازدهمین,سالگشت, نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

مینیبوس نه کثیف بودُ نه جل. مردم هم همینطور. همون دیروز که برای خرید بلیط با آقا ادیب بیرون رفتهبودم از تمیزی شهر و مردم تعجب کردهبودم. با توجه به اینکه این کشور چندین سال جنگ داشته و هنوز هم به پایداری نرسیده، انتظارم برای افغانستان، چیزی در حد پاکستان بود و شاید بدتر. اما من اشتباه میکردم. نه اینکه بخوام تعریف کردهباشم. روزهای بعد جاهایی از کابل رو دیدم که خیلی هم تمیز نبودن، اما مجموعهی افغانستان بسیار بسیار از همسایهی جنوبیش بهتر بود. همون اول که پرسیدم: "آقا آرشیو ملی میری؟" تکلیفم روشن شدهبود. با این لهجه، یا ایرانی بودم یا افغانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

به لطف خانم نظری عزیز و راننده محترمشون حالا به باغ بابر رسیدم. اول از ورودی هایی که برای نظم نرده کشی شده بود و در هر دو عکس زیر می بینین، گذر کردم و همین جا بلیط خریدم. قبل از ورود به حیاط باغ بایستی تلاشی میشدم. برای بانوان اتاقکی در نظر گرفته شده. وارد که شدم همچین که فهمیدن ایرانیم اینقدر تحویلم گرفتن که خدا داند و بس. خانم بازرس مشغول خوردن نهار بود و برای هم لقمه شدن بسیار تعارف کرد. یکی دو تا از آقایان همکارش که من رو دیده بودن آمدن سرک بکشن تا ببینند که من از کجا اومدم و همین که فهمیدن ایرانی هستم چنان خوشحال شدن که انگار یک دوست رو بعد سالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

خلاصه قسمتهای قبل:در پست اول و دوم سفرنامه ی افغانستان از چگونگی گرفتن ویزا و بلیت، سیم کارت و هتل هایی که اقامت داشتم و خوراکی های خیابانی و همچنین وجود محصولات ایرانی بسته بندی براتون گفتم. روز اول سفر هم که با آقا ادیب رفته بودم بیرون دنبال سیم کارت و بلیت برای کابل-بامیان و مزار به هرات. روز دوم خودم اومده بودم بیرون و رفته بودم آرشیو ملی، باغ بابر و موزه ملی کابل و با یک آقا و دو تا خانم کنشگر اجتماعی در افغانستان آشنا شده بودم. روز سوم زیارت سخی جان و تفریحگاه قرغه، کوچه مرغا و گلبهار سنتر و اون شیریخی زیبا، هنری و خوشمزه حالا دنباله ماجرا: ساعت هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

هر كس كه سفر كند پسندیده شود در عین كمـــــال نور هر دیده شود

پاكـــــیزه تر از آب نبـــــاشد چـــــیزی یكجا كه كند مقام گندیده شود



برچسب: یک دوبیتی زیبا,یک دو بیتی عاشقانه,یک دو بیتی از خیام,یک دو بیتی از حافظ,یک شعر دو بیتی,یک شعر دوبیتی زیبا,یک نمونه شعر دو بیتی, نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

سلام به دوستان عزیز و دوست داشتنی امروز رفتم موزه ی برادران امیدواربا بچه های موزه که صحبت می کردیم، دیدم چقدر دل همه مون تنگ شده برای این دنیای وبلاگ نویسی. همین شد یک انگیزه که یکبار دیگه شروع کنم به نوشتن... از همین روزمرگی هااز همین پنج تا هشت هزار قدم تو روز که نرم افزار اس هلث زحمت شمردنش رو میکشه، همین مردم کوچه و خیابون و ...دلم خیلی خیلی برای شما و پردیس موعود تنگ شده. البته به وبلاگ خیلی ها میام و مطالب رو می خونم. قرار بود این روزها سین کیانگ چین باشم. همانجایی که ختن دارد و کاشغر و کاریز و تورفان و اسب و ابریشم و انگور... تو تعطیلات میانه ی خرداد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

22 اردیبهشت نوشت:چیزی کمتر از شش ماه به انتهای تاریخ اعتبار پاسپورتم ماندهبود و امروز اون رو بردم که تمدید اعتبار کنن. چند روزه که میخوام برای انجام این کار برم، اما از ترس سوال و جواب در مورد ویزای افغانستان و بیحوصلهگی من در پاسخ دادن، نمیرفتم. امروز صبح گذرنامه را برداشته و آن را باز کردم. مثل همیشه صفحهی افغانستان باز شد. تنها صفحهی دارای ویزاافسر ادارهی گذرنامه که داخل دفتر پلیس 10+مینشیند را قبلن دیده ام، اصلن آدم خوشاخلاقی نبود. دفترچهی گذرنامه را ازصفحههای داخل باز کردم و آن را به پشت تا کرده و خوب و محکم فشار دادم. بعد گذاشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

سال ۸۶ یا ۸۷ بود که برای بچههای خوابگاه دفترچهی کارشناسیارشد را گرفتم. از قبل میدانستم که رشتهای به نام ایرانشناسی داریم اما دیگران هیچکدام اطلاع نداشتند. آن شب گفتم که علاوه بر شاخههای هنر، ایرانشناسی هم میتوانید بخوانید. از آن موقع تا حالا تعداد زیادی از دوستان این رشته را انتخاب کردهاند و فارغالتحصیل شدهاند و آنها که خاطرهی آن شب به یادشان مانده بارها با لبخند آن را بازتعریف کردهاند. سالهاست یک آرزو ذهنم را مشغول به خودش کرده. اگه روزی بخواهم به آن آرزو برسم حتمن ایرانشناسی شاخهی آداب و رسوم و میراث فرهنگی را خواهم خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

سلام به دوستان گلم از فرودگاه ابوظبی

برچسب: مسافرم باید برم,مسافرم علی عبدالمالکی,مسافرم برگرد,مسافرم شعر,مسافرم عبدالمالکی,مسافرم مجید خراطها,مسافرم رفت,مسافرم میاد,مسافرم یاس,مسافرم علي عبدالمالكي, نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:15

صفحه بندی